محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
637
مخزن الأدوية ( ط . ج )
و تخم آن را چون به طفل بياشامانند باعث سرعت تكلم آنست قبل از هنگام آن . * الخواص * گفتهاند بودن آن در خانه باعث عدم تاثير سحر و رد آن و چشم بد است از صاحب آن خانه . قمقام به فتح قاف و به ضم نيز آمده و سكون ميم و فتح قاف و الف و ميم و قمل به فتح قاف و سكون ميم و لام . ماهيت آن : دو حيوان كوچكاند كه در بدن انسان و غير انسان به هم مىرسند و فرق ميان هر دو آنست كه قمقام را پاهاى بسيار است و به بيخ موى مىچسبد و واحد آن را قمام مىنامند و قمل شش دست و پا دارد و به دهن اندك مىگزد و سر و دم آن باريك و سفيد رنگ و آنچه در موى به هم مىرسد اغبر و سياه رنگ و گفتهاند رنگ آن به رنگ موى مىباشد كه در آن تكون مىيابد از سياه و ميگون و سفيد و غيرها و ماده آن زياده از نر آنست و قمل را به فارسى شپش و به تركى بيت و به هندى چويين نامند و مراد از مطلق آن قمل انسان است و ماده تكون آن عرق حادث از كثرت فضلات رديه و كثافات مجتمعه در بدن انسان و قلت و يا عدم اغتسال بدن و ثياب و عدم تنظيف آنها است و قوّت مزاج بدن و هر چند ماده آن زياده تكون آن زياده . در موهاى سر و ريش و لباسهاى چرك كهنه تكون آن زياده مىباشد خصوصاً در زمستان و كثرت آن باعث لاغرى بدن مىگردد و مرض است و در ابدان نقيه نظيفه و البسه پاكيزه تكون آن كم مىباشد بلكه نمىباشد . افعال و خواص آن : چون شش شپش زنده را در سوراخ باقلا گذارند و بلع نمايند جهت رفع حمى ربع مجرب گفتهاند و چون در سوراخ احليل گذارند رفع احتباس آن نمايد و چون زن حامله در كف دست خود گذارد و بر آن شير بدوشد اگر راه رود و حركت كند حامله به پسر است و الا به دختر و بعضى گفتهاند كه اگر بميرد حامله به پسر است و الا به دختر و انداختن شپش زنده موجب نسيان است بلكه بايد كه بكشند و بيندازند و طلا كردن آن بر بدن مولد در حين ولادت با آب زيره باعث آنست كه در تمام عمر قمل در بدن او تولد نكند و چون در بدن شپش بسيار به هم رسند تدبير دفع آن آنست كه جامه را به زيبق آلوده بپوشند و يا زيبق بر بدن بمالند و يا زيبق با حنا در ساعت دفع آن كند و شستن سر با آب تخم شريفه كه ثمر هندى است كه ساييده با آب مخلوط كرده سر را با آن بشويند به زودى رفع شپش آن مىنمايد اما بايد كه چشم را بپوشند و محافظت نمايند كه داخل آن نشود كه باعث سوزش بسيار و تورم آن مىگردد و از خواص آنست كه نزد قرب موت از انسان مىگريزد و چون قمل بسيارى جمع نمايند و از آن سريشم سازند قوىتر و چسبندهتر مىباشد از سريشهاى ديگر و گفتهاند قمل متولد در حبوب آشاميدن نيم درم آن جهت قرحه ريه و تفتيت حصات نافع و اين از جمله محالات است زيرا كه اين مقدار به هم رسيدن متعذر است . فصل القاف مع النون قنا به فتح قاف و نون و الف مقصوره لغت عربى است و بر چند معنى آمده از آن جمله به معنى نيزه و جمع آن قنوات و قنى به كسر قاف مانند جبل و جبال و بعضى اطبا گفتهاند كه به فتح و به قصر قصب است و واحد آن قناه به ها است و جمع آن قنوات و بر عود الطباشير يعنى قصب آن نيز اطلاق مىنمايند و بر شجره الاشق نيز و گفتهاند خود اشق است و گفتهاند نوعى از اندروطاليس است و نيز گفتهاند اسم نباتى است برگ آن شبيه به برگ نعناع و معروف نزد عامه عرب به كلخ و نزد بعضى به رطبه يابسه و كلخ در حرف الكاف مع اللام مذكور خواهد شد . قنابرى به ضم قاف و فتح نون مشدده و الف و فتح باى موحده و راى مهمله و الف مقصوره لغت عربى است و گفتهاند لغت نبطى است به ضم قاف و فتح نون مخففه و الف و كسر باى موحده و راى مهمله و يا نيز آمده و نيز آن را به عربى عملول و قملول و نملول و فوهق و شجرة البهق و به يونانى قيفهيمالون و به رومى قبارومبدوس و به خراسانى برغثت و به فارسى بزند و بخند و به شيرازى سبزه و سوده و به اصفهانى موجه نامند . ماهيت آن : نباتى است كه در اول ربيع مىرويد و تا آخر آن مىماند و بغدادى گفته از بقول صحرايى است و برگ آن كوچكتر از برگ كاسنى صحرايى و با اندك حدت و تلخى و گل آن سفيد باريك و تخم آن اغبر رقيق و نواب مغفور مبرور نوشتهاند برگ آن شبيه سرمق است و ليكن املس نيست بلكه زغب خفيفى دارد و صاحب تحفه نوشته برگ آن شبيه به اسفاناخ و با اندك تندى و تلخى است به قدر شبرى و ساق آن باريك و گل آن سفيد ريزه و تخم آن در غلافى به قدر نخود و در هر غلافى چهار عدد بسيار شبيه به خردل بهترين آن تازه آنست كه در شاخهاى آن اندك سرخى باشد . طبيعت آن : گرم در اول و خشك در آخر آن و بعضى در دويّم خشك گفتهاند . افعال و خواص آن : لطيف و جالى و مقطع و از ادويه نافعه است جهت مبرودين و محرورين هر دو . * اعضاء الصدر و الغذاء و